Faith

So then faith comes by hearing, and hearing by the word of God.

Romans 10:17 (NKJV)


حیات چیست؟

حیات زندگی بازیافته ایست که تنها با ایمان به مسیح در باطن ما ظاهر می شود. واژه "نان حیات" که برای اولین بار بوسیله عیسی مسیح به دنیا اعلام شد، حائز کمال اهمیت می باشد. از این جهت، برای درک مفهوم واقعی آن، ضروریست که با هدایت روحالقدس به کلام خدا مراجعه کنیم: در تورات می خوانیم: "انسان نه به نان تنها، زیست می کند بلکه به هر کلمه ای که از دهان خداوند صادر شود زنده می شود" (تثنیه ۸:۳). در انجیل، مسیح می فرماید: "آمده ام تا به شما حیات واقعی عطا کنم" (یوحنا ۱۰:۱۰). برای اینکه به مفهوم این دو آیۀ بسیار مهم پی ببریم، ابتدا باید بدانیم که کلام یا کلمه که از دهان خدا صادر شده، همان  کتاب مقدس است که بوسیله الهام روح القدس بر نویسندگان آن به رشته تحریر در آمده است (دوم پطرس ۱:۲۱) که موضوع اساسی آن کلا بر عیسی مسیح متمرکز می باشد! کلمات این کتاب، مانند خود خدا، "زنده و مقتدر و برنده تراست از هر شمشیر دو دم" (عبرانیان ۴:۱۲)، و مانند او، تا به ابد باقی خواهند ماند. این حقیقت آسمانی، در هر دو کتاب تورات و انجیل یافت می شود: در تورات می خوانیم: "کلام خدای ما تا ابدالآباد استوار خواهد ماند" (اشعیا ۴۰:۸). در انجیل آمده: "کلام خدا زنده و تا ابدالآباد باقی است" و "کلمه خدا تا ابدالآباد باقی است" (اول پطرس ۱:۲۳و ۲۵).

باید دانست که کتاب مقدس تنها کتابی است که وقتی خوانده می شود، الهام کننده آن یعنی روح القدس، بهمراه آن حاضر و ناظر است که اگر در دعا از او بخواهیم، چشمان روحانی ما را می گشاید تا حقایق آسمانی این کتاب که تنها نامه خدا به انسان می باشد، درک کنیم. (چه بهتر که هم اکنون از او بخواهیم!) در آیات فوق کلمات "نان"، "زنده شدن" و زیستن دارای مفاهیمی بس عمیق روحانی می باشند، که لازم است کمی بیشتر در باره آنها بیاندیشیم: کلام خدا از دو نوع "نان" سخن به میان می آورد، یکی نان زمینی است که حاصل دسترنج انسان است. دیگری نانی است که از طرف خدا فرستاده شد! نانی که دسترنج انسان است، برای زندگی جسمانی ما ضرورت کامل دارد. ولی نانی که هدیه خدا است، اگر با تشکر در دل بپذیریم و پیرو او شویم، "وعده زندگی "حال" و "آینده" را داریم" (اول تیموتائوس ۴:۸). یعنی اگر کسی جسماً زنده، ولی در اثر گناهان خود روحاً مرده است و با خدا رابطه ندارد (افسسیان ۲:۵)، اگر به این هدیه، یعنی مسیح زنده که همان "کلمه حیات بخش خدا" (اول یوحنا ۱:۱) می باشد، ایمان بیاورد، آناً روحاً "زنده" می شود (حیات می یابد) و با خدا رابطه روحانی برقرار می سازد. این رابطه همان زندگی جاودانی است که در این دنیا "حال" شروع می شود و در دنیای دیگر "آینده" نیز ادامه خواهد یافت!

کسب زندگی جاوید

قبلا باید بدانیم که بکار بردن کلمه "کسب" برای بدست آوردن زندگی جاوید در ترجمه ای که آیه را از آن اقتباس کرده ایم اشتباه است، بلکه می بایست کلمه "دریافت" بکار برده می شد. زیرا زندگی جاوید هدیه خداوند به کسانی است که به عیسی مسیح ایمان می آورند. هدیه را باید دریافت کرد نه اینکه کسب نمود! عیسی مسیح در انجیل می فرماید: "آمین آمین به شما میگویم هر که به من ایمان آرد حیات جاودانی دارد".(زمان حال) بعد اضافه می کند که: "من نان حیات هستم" (یوحنا ۶:۴۷-۴۸). آیا می دانیم منظور عیسی مسیح از گفتن این سخنان چیست؟ البته پاسخ کسانی که اطلاع کافی از حقایق کتاب مقدس ندارند، "خیر" خواهد بود. حق هم دارند. چرا؟ زیرا که الهام روح القدس در کلام خدا برای همه ما این است: "همه چیز را تحقیق کنید" (اول تسالونیکیان ۵:۲۱). در کلام خدا داستانی در باره این حق می خوانیم که خلاصه آن چنین است: خواجه سرائی حبشی از بزرگان دربار ملکه که، در مسافرت با ارابه خود مشغول خواندن باب ۵۳ از کتاب اشعیای نبی در تورات بود، که فرشته خداوند به فیایپس خادم کلیسا؛ گفت برخیز و به آن راه بیابانی که از اورشلیم به غزه می رود برو. او برخاست، روانه شد و در آن راه به خواجه سرا برخورد. آنگاه روح خدا به او گفت "با آن ارابه همراه شو". فیلیپس به سوی ارابه دوید و از خواجه سرا پرسید: "آیا آنچه می خوانی، می فهمی؟" او گفت: "چگونه می توانم بفهمم، اگر کسی راهنمائیم نکند". (اعمال رسولان ۸:۲۶-۳۱). خدا را شکر که هم اکنون این فرصت در اختیار ما است، و همان روح خدا نیز حاضر و ناظر است تا ما را در درک آنچه مسیح در آیات فوق میخواهد ما را تعلیم دهد هدایت فرماید. اگر باب ۶ یوحنا را به دقت مورد مطالعه قرار دهیم، خواهیم دید که در ابتدای این باب، عیسی مسیح گروهی در حدود پنج هزار مرد (بعلاوه زنان و کودکان) را با پنج نان جو و دو ماهی خوراک می دهد و به سوی دیگر دریا می رود. روز بعد، آن جماعت به آن سوی دریا در پی او می روند و از او می پرسند: "استاد چطور به اینجا آمدی؟" عیسی جواب داد: "حقیقت اینست که شما برای خوراک نزد من آمده اید نه بسبب ایمان به من. اینقدر در فکر چیزهای زودگذر این دنیا نباشید، بلکه نیروی خود را در راه کسب زندگی جاوید صرف کنید. این زندگی جاوید را من به شما می بخشم، زیرا پدر من، خدا مرا برای همین به این جهان فرستاده است" (یوحنا ۶:۲۵-۲۷).

 در جائی دیگر مسیح می فرماید: "آمده ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره مند شوند" (یوحنا ۱۰:۱۰). چگونه؟ پاسخ: با خوردن نانی که حیات می بخشد. سوال: این نان را از کجا می توان تهیه کرد؟ جواب: این نان، تنها با اجرای دستورات مسیح به دست می آید! سوال: از کجا بدانیم که این ادعا صحیح است؟ جواب: عیسی مسیح می فرماید: "کلماتی را که من به شما می گویم روح و حیات است" (یوحنا ۶:۶۳).

فهم این حقیقت آسمانی بسیار مشکل است و اغلب موجب سوء تفاهم می شود، اینست که باید کمی بیشتر درباره آن تحقیق کنیم. همچنانکه در مقالات پیشین دیدیم، کلمه حیات به معنی زندگی است ولی اگر عمیقاً در باره مفهوم آن در کتاب مقدس تحقیق کنیم، پی خواهیم برد که اصل معنی آن، زندگی بعد از مرگ است! همچنانکه خوردن نان معمولی نیروی جسمانی برای زندگی جسمانی به ما می بخشد،همچنان اجرای اوامر مسیح نیروی روحانی تازه برای زندگی بازیافته جاودانی با مسیح تا به ابد، به ما خواهد بخشید! گروهی که در پی مسیح آمده بودند، از او پرسیدند: برای کسب زندگی جاوید، چه کار پسندیده خدا را انجام دهیم؟ مسیح فرمود: "کار پسندیده خدا آن است که به فرستاده او (مسیح) ایمان آورید"! در این پاسخ مسیح، حقیقت بسیار مهمی نهفته است و آن اینکه ایمان، تنها احساسات نیست بلکه کار است. آیا می دانیم این کار، که مسیح آن را کار پسندیده خدا می خواند چیست؟ این کار همان اطاعت از آنچه به آن ایمان می آوریم  می باشد، و مهم اینکه، این است مفهوم کامل آیه ای که قرنها مورد بحث بوده و می باشد یعنی:"همان گونه که بدن بدون روح مرده است، ایمان نیز بدون عمل مرده است" (یعقوب ۲:۲۶).

 نتیجه: ایمان حقیقی، کار پسندیده تفتیش و مطالعه دقیق کتاب مقدس، برای کشف اراده خدا، و اطاعت کامل از آن، به دنبال خواهد داشت. در غیر این صورت احساسی بیش نخواهد بود! "بیایید تلاش کنیم تا خداوند را بشناسیم" (هوشع ۶:۳). چرا؟ زیرا: "هر کس بسوی خدا می آید، باید ایمان داشته باشد که او هست و به جویندگان خود پاداش می دهد" (عبرانیان ۱۱:۶).  اگر در این باره تلاش نکرده ایم چه بهتر با مراجعه به چند آیه از کتاب مقدس، این تلاش را از سر گیریم.

در انجیل می خوانیم که عیسی مسیح می فرماید: "هیچ کس پسر را نمی شناسد جز پدر، و هیچکس پدر را نمی شناسد چز پسر، و آنان که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار سازد" (متی ۱۱:۲۷).  در شبی که مسیح را تسلیم کردند، او به شاگردانش فرمود "اندک زمانی با شما هستم" مرا خواهید جست، آنجا که من می روم، شما نمی توانید آمد. شمعون پطرس از او پرسید: "سرورِ من کجا می روی؟" یوحنا ۱۳:۳۳-۳۶. در باب بعدی به شاگردان و امروز به ما دلداری می دهد می فرماید: دل شما مضطرب نباشد. به خدا ایمان داشته باشید به من نیز ایمان داشته باشید. در خانه پدر من منزل بسیار است، وگرنه به شما می گفتم. می روم تا مکانی برای شما آماده کنم باز می آیم شما را نزد خود می برم تا هر جا من هستم شما نیز باشید. جایی که می روم راهش را می دانید. توما به او گفت: "ما حتی نمی دانیم به کجا می روی، پس چگونه می توانیم راه را بدانیم" عیسی به او گفت "من راه و راستی و حیات هستم" (یوحنا ۱۴:۱-۶).

هر چند شاگردان مسیح شنیدند که او فرمود که به خانه پدر یعنی بهشت می رود و باز می آید، ولی سخنان او را درک نکردند.  ممکن است ما هم که مشتاق درک حقایق آسمانی کلام خدا هستیم، از اینگونه سوالات داشته باشیم و یا حتی مشکوک شویم! مشکوک بودن گناه نیست، ولی در پی یافتن حقیقت نبودن گناه است! چرا شاگردان مسیح که در پی یافتن حقیقت بودند نتوانستند حقیقت را درک کنند؟ برای اینکه هنوز روح القدس بر آنان نازل نشده بود تا چشمان دل آنان را برای درک حقیقت روشن سازد. ولی مسیح که قول داده بود هرگز آنان را ترک نخواهد کرد در کنارشان بود به سوالات آنان پاسخ می داد. بعد از برخاستن از مردگان نیز، "ذهن ایشان را روشن ساخت تا بتوانند کتب مقدس را درک کنند" (لوقا ۲۴:۴۵). تا روزی که روح القدس بر آنان نزول کرد (اعمال رسولان ۲:۱-۴). بعد از آن، روح القدس بر کسانی که به عیسیِ مسیح ایمان می آورند و روح القدس  را از خدا می طلبند نازل می شود. ما هم با کنترل روح ، می فهمیم که منظور از "راه"، داشتن رابطۀ روحانی با خدا بوسیلۀ ایمان به مسیح، منظور از "راستی" حقیقت و منظور از "حیات" خلقت تازه است! بنابراین: بدون راه، رفتن به پیش خدا نیست! بدون راستی دانستن در باره خدا نیست! و بدون حیات زیستن در حضور خدا نیست! این شروعِ شناختنِ خدا، تا اخر عمر ادامه دارد!  در جایی دیگر خدا درباره فرزندش می فرماید "ای خدا سلطنت تو تا ابد بر قرار است؛ و اساس آن بر عدل و راستی است" (عبرانیان ۱:۸).