Faith

So then faith comes by hearing, and hearing by the word of God.

Romans 10:17 (NKJV)


خداوند نیکو است

"بچشید و ببینید که خداوند نیکو است خوشا بحال شخصی که بر او توّکل دارد"(مزمور ۳۴:۸).  داستان واقعیِ زیر ، گویایِ زنده ای است از حقیقت تابناکِ آیۀ فوق: در سالن بزرگ اجتماعات شهر مردم برای شنیدن سخنرانیِ مردی که مُنکر وجود خدا بود دعوت داشتند. سخنران حملات سختی بر ایمانداران که به این دو آیۀ اساسیِ انجیل ایمان کامل دارند می کرد: "او(خدا)هست و به جویندگان خود پاداش می دهد" (عبرانیان ۱۱:۶). "خدا در مسیح بود و جهان را با خود مصالحه می داد" (دوم قرنتیان ۵:۱۹).

و می گفت، فکر نمی کنید که این مسیحیان عقلِ خود را از دست داده اند که به این چیزهایِ بی معنی ایمان می آورند؟ بعد با تشکر از مردم که به سخنان او گوش دادند، با غرور تمام از آنان خواست که اگر کسی سوالی دارد جلو بیاید و سوال خود را مطرح کند. در این هنگام، مرد سالخورده ای از آن ته سالن دست بلند کرد و اجازه خواست جلو بیاید. سخنران با خوشحالی از او دعوت کرد جلو بیاید و هر آنچه را که در دل دارد با جماعت در میان بگذارد. مردم با بی صبری تمام در انتظار شنیدن سوال این مرد سالخورده بودند. او بدون اعتنا به آهستگی قدم بر می داشت، به طوریکه سخنران چندین بار از او خواهش کرد که کمی عجله کند. وقتی که به آن بالا رسید، رو به جماعت کرد و مشغول پوست کندن پرتقالی شد که با خود داشت. این کارِ او سخنران را بیشتر ناراحت کرد و با پرخاش از او خواست تا زودتر حرفش را بزند. مرد سالخورده تکه ای از پرتقال را در دهانش گذارد و از سخنران پرسید:خوشمزه است؟

سخنران با عصبانیت و تمسخر جواب داد: تو داری پرتقال را می چشی، از من میپرسی خوشمزه است؟ پیرمرد جواب داد: حق با شما است زیرا شما این پرتقال را نچشیده اید تا مزۀ آن را بدانید. پس   چگونه است که به خود اجازه می دهید، در بارۀ خدایی که نمی شناسید و نیکوئی او را نچشیده اید، این چنین بی پروا و گستاخانه سخن بگوئید.  خدایی که: "جهان و آنچه در آنست آفرید" و " در اوست که زندگی و حرکت و هستی داریم" (اعمال رسولان ۱۷: ۲۴ و ۲۸). خدایی که از فیض و محبتِ بی کران خود، به خاطرِ نجات انسان از هلاکت ابدی (نتیجۀ گناه): "به صورت انسان ظاهر شد روح القدس حقانیتش را ثابت نمود ، فرشتگان او را دیدند. مژدۀ او در میان ملتها اعلام شد در جهان، مردم به او ایمان آوردند، و با جلال به عالم بالا ربوده شد" (اول تیموتاوس ۳:۱۶).

خدایی که: "جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یکانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود" (یوحنا ۳:۱۶). خدایی که:"پسر یگانۀ خود را دریغ نداشت بلکه او را در راه همۀ ما تسلیم نمود" (رومیان ۸:۳۲). خدایی که: هر گز ما را تنها نخواهد گذاشت و ترک نخواهد کرد. (عبرانیان ۱۳:۵) و " از غضب آینده خواهد رهانید " (اول تسالونیکیان ۱:۱۰). خدایی که: موافق رای خود ما را هدایت خواهد کرد بعد  ما را به جلال خواهد رسانید. (مزمور ۷۳:۲۴) مردم از شنیدن سخنان سرشار از حکمتِ مرد سالخورده، که مستند بر حقایق ابدی و تغییر نا پذیرِ کلام خدا بود، به پا خاستند و با کف زدن های ممتد از او پشتیبانی کردند. سخنران که وضع را چنین دید، سر به زیر انداخت و راهِ  خروج از سالنِ اجتماعات را پیش گرفت. خدا را شکر که پیر مرد آماده و مستعد بود تا به این امرِ خدا در کلامش، جامۀ عمل بپوشاند: "اگر کسی علت امید شما را می پرسد، همیشه آمادۀ جواب باشید" (اول پطرس ۳:۱۵).